سلام جیجراااااااا...بالاخره با تاخیر خودمو رسوندم!
امروز ساعت ۱۱ بیدار شدم و ناهارمو درست کردمو چپیدم تو حموم!هر دوتامون خودمونو سابیدم در حد بنز!دیگه داشتیم محو میشدیم
!
از حموم که اومدم بیرون دیدم نوید وقت انتی بیوتیکشه و با شکم خالی نمیشه قرص بخوره....تند تند لباسمو پوشیدمو اومدم دمی باقالی که واسش درست کرده بودم رو اوردمو با یه نیمرو توپ و ترشی زدیم بر بدن
!
بدن ناهار سریع ارایشمو کردمو لباسامو و وسایل میک اپمم برداشتم تا برم مامانمم ارایش کنم....
مامانم زودتر رفته بود نوبت گرفته بود ولی نزدیک ۲۰ نفر تو نوبت بودند....این روزا عروسی زیاده و ارایشگاه ها غلغله
!
من سر راه رفتم یه جوراب شلواری ضخیم مشکی خریدمو یه جوراب شلواری شیشه ای با یه گن ان بی بی یه سره و یه لباس خوای پلنگیه ناناس
!
قصدم لباس خواب خریدن نبود ولی نوید جدیدا گیرش رو لباس خوابه که حتما باید تو خونه با لباسای متنوع و باز باید جلون داد
!
رفتیم ۱۵ تومن گن بخریم فرمودند شده ۳۵!منم چون لازم داشتم خریدم وگرنه عمرا برم گن گرون بخرم!
بعد از اونجا نوید منو گذاشت ارایشگاه و خودشم رفت موهاشو درست کنه....من و مامانم ساعت ۶نیم اماده شدیم
و با نوید اومدیم خونه....
مامانمو یه ارایش بنفش و صورتی کردم تا با لباسش ست بشه
...خودمم ارایشمو تثبیت کردمو گن رو پوشیدمو دو سه تا لباسایی که بابا نوید واسم اورده بود رو اومدم تست کنم ولی مامانم گفت تو تالار گرفتند ولی طبقه سوم تالار زن و مرد قاطیه واسه همین تو طبقه سوم جشن گرفتند....
واسه همین مامانم گفت لباسایی که بابا زحمت کشیده و اورده باز هستند و از پایین و بالا تنت پیداس نپوشی بهتره چون گناهه بی لذت میکنی
؟حالا نمیدونم همه گناها با لذته؟شوهرمون با لباسای باز و س ک س ی مشکلی نداره حالا مادرمون گیر ۳پیج که زیر پل صراط اون گوشه موشه ها خفتت میکنن
!البته خدایی خودمم اهله لباسای باز پوشیدن نیستم ولی چون مامانم گیر داده بودتحریک شده بودم بپوشم ولی اخر سر لباسی که دیشب نوید واسم خریده بود رو پوشیدمو تازه ۸ راه افتادیم سمت تالار....
همه فامیلای دامادبودند و از خانواده ی ما فقط ما بودیم و عمه گلنازم و شوهرش و اخر شبم پویا(پسر عمم)اومد
....
تا عمم رو دیدم گفتم بقیه نیومدند؟گفت نه بابا منم تهدید کردند پامو اینجا بذارم جــــــــــرم میدن ولی مهم نیست من به خاطر داداشم اومدم که روحش شاد بشه!منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم خدا عمورو رحمت کنه ولی من فقط و فقط واسه ر ی دن به حاله مریم و گلی اومدم
.....بهشون بگی من واسه چی اومدما....گفت اونا باخودمم قهرن چون امشب اومدم!گفت اشکال نداره به مامانت بگو که بهشون بگه....
دختر عموهام و زن عموم وقتی مارو دیدند جلو همه یه جیغی کشیدند و وسط رقصشون اومدند مارو بغل کردند و کلی بوس کردند و گفتند خیلی خیلی خیلی حال بهمون دادید که اومدید....راه به راه میومدند تشکر میکردند و همش میگفتند هر چی از خدا میخواید بهتون بده
!
اونجا خیلی اصرار کردند که بیا برقص ولی من به حرمت اون یکی عموم فقط نشستمو گفتم ایشا الله عروسی جبران میکنم
....
از داماد بگم که خیلی پسر گلی بود و کپی مستر بین بود!دختر عموم خیلی ازش سرتر بود خداییش ولی خوبیه پسره اینه که خـــــــــــــــونه داره!بالاترین مزیت بعد انسانیت پسر٬خونه داشتنه....پسر یه کلیه نداشته باشه ولی خونه داشته باشه واالله بوخودا
البته اینم بگم مادره اون پسر بگرده با این خانواده که وصلت کرد!۳تا خواهر زن دعوایی و یه مادر زن بد جنس!نتیجه ترکیبشون میشه یه فلک زده ای مثله عموم که به کشتن دادنش و باقی ماجرا!!!!!!!!!!!۱۰۰ بار تو دلم گفتم حیف تو جوون نیست اومدی با این خانواده؟خانواده ای که مادر زنش همش اهله ورد خوندن و این مسخره بازیاس؟یکبار با دخترش بد تا کنی سه سوتی پودر شدی رفتی هوا بیچاره
!
تا ساعت ۱۱ اونجا بودیم و شامم چلوکباب و جوجه کباب دادند....چون کسی نبود کمک مالی به زن عموم بکنه و خودش برید و خودشم دوخت واسه همین پوله زیادی واسه خرج کردنه چند نوع غذا نداشت
....
ساعت ۱۱ اومدیم بیرون و باز کلی تشکر کردند....رفتیم مامان اینارو دمه در رسوندیمو خودمونم اومدیم سمت خونه....
تا رسیدیم نوید از شدت خستگی رفت خوابید و منم پر رو و چشم سفید مگه خوابیدن سرم میشه
؟
امشب دختر عموم میگه خوش به حالت الان میری پیشه شوهرت میخوابی حالا من باید ازش خداحافظی کنم اون بره خونه منم برم خونمون!میبینی چه حالگیریه؟؟؟؟گفتم میخوای اتاقمون رو اجاره بدیم واسه بوق؟خو لامصب بذار ۲روز بگذره.جنبت کجا رفته؟بعد یه مدت بپیچونید واسه لاو ترکوندن برید چالوسی جایی عخش و حال تا شب...حالا همه مشکلت موندن پیشه داماده؟خدایی خانوادگی حس بوقمون رو ۱۰۰۰۰۰
ادامه مطلب